یک روز از خودتان بپرسید چند نفر از افرادی که در خیابان، کافه یا حتی محل کار میبینید، یک حلقه کوچک روی بینیشان دارند که از تیغه بینی رد شده. اگر چند سال پیش این تعداد را میشمردید، شاید به انگشتان یک دست میرسید. اما امروز، این عدد آنقدر بالا رفته که دیگر کسی برای دیدنش سرش را برنمیگرداند. سپتوم از یک انتخاب حاشیهای و مخصوص زیرفرهنگهای خاص، به یکی از رایجترین انتخابهای استایل تبدیل شده؛ چیزی که هم در ویترین برندهای لوکس دیده میشود و هم روی صورت دختری که تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده.
ماجرا از کجا شروع شد؟
پیرسینگ سپتوم قدمتی بسیار طولانی دارد و ریشه در فرهنگهای بومی آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی دارد؛ جایی که این نوع پیرسینگ نشانهی قدرت، جایگاه اجتماعی یا هویت قبیلهای بود. اما نسخهای که امروز میبینیم، مسیر متفاوتی را طی کرده. در دهههای هفتاد و هشتاد میلادی، سپتوم بیشتر با موسیقی پانک و فرهنگ آلترناتیو گره خورد؛ نمادی از سرکشی و فاصله گرفتن از هنجارهای مرسوم زیبایی. همین پیشینه باعث شد سالها این پیرسینگ برچسب «غیرمتعارف» بخورد و بیشتر در حاشیه بماند تا در جریان اصلی مد.
نکته جالب اینجاست که مد، مثل خیلی چیزهای دیگر، چرخهای عمل میکند. چیزی که یک نسل آن را نشانه طغیان میداند، نسل بعدی میتواند آن را بهعنوان یک انتخاب زیباییشناسانه صرف ببیند، بدون هیچ باری از گذشته. دقیقاً همین اتفاق برای سپتوم افتاد.
نقش شبکههای اجتماعی در بازگشت این ترند
اگر بخواهیم صادق باشیم، بخش بزرگی از بازگشت پرقدرت سپتوم را باید مدیون اینستاگرام و تیکتاک دانست. الگوریتم این پلتفرمها کاری کرده که استایلهای شخصی خیلی سریعتر از قبل دیده و کپی شوند. یک ویدیوی کوتاه از فردی که روتین آرایش صبحگاهیاش را نشان میدهد و در میانه آن، حلقه سپتومش را بالا و پایین میکند تا زیر بینی مخفی شود یا نمایان، میتواند میلیونها بازدید بگیرد. این نوع محتوا، ناخودآگاه کنجکاوی مخاطب را تحریک میکند: «این چطور کار میکند؟ درد دارد؟ با چه استایلی جذابتر میشود؟»
از طرف دیگر، هشتگهایی که حول محور استایل شخصی، مد خیابانی و زیبایی جایگزین شکل گرفتهاند، فضایی ساختهاند که در آن تفاوت به جای اینکه چیز عجیبی باشد، جذاب و قابل احترام تلقی میشود. مردم دیگر دنبال شبیهسازی یک الگوی واحد از زیبایی نیستند؛ بلکه دنبال چیزی هستند که هویت فردیشان را نشان بدهد. سپتوم دقیقاً همین نقش را ایفا میکند.

سلبریتیها و تاثیرشان بر عادیسازی این ترند
نمیشود از این موضوع صحبت کرد و به نقش سلبریتیها اشاره نکرد. وقتی خوانندهها، بازیگران و چهرههای مطرح دنیای مد شروع کردند به نمایش سپتوم در مجالس رسمی، فرش قرمزها و حتی عکسهای روزمرهشان، معادله عوض شد. دیگر این پیرسینگ فقط متعلق به صحنههای زیرزمینی موسیقی نبود؛ حالا کنار لباسهای برندهای مطرح و آرایشهای حرفهای هم به چشم میآمد.
این اتفاق یک پیام روشن به مخاطب عادی میفرستد: سپتوم دیگر یک انتخاب افراطی نیست، بلکه میتواند بخشی از یک لوک شیک و بهروز باشد. همین تغییر نگاه، بسیاری از افرادی که قبلاً به خاطر ترس از قضاوت اجتماعی این پیرسینگ را کنار میگذاشتند، تشویق کرد تا بالاخره این قدم را بردارند.
چرا سپتوم اینقدر برای سلیقههای مختلف جذاب است؟
یکی از دلایل اصلی محبوبیت سپتوم، انعطافپذیری بینظیر آن در ست شدن با استایلهای مختلف است. برخلاف خیلی از پیرسینگهای دیگر که مخصوص یک ژانر خاص به نظر میرسند، سپتوم میتواند در طیف وسیعی از سبکها بنشیند.
برای کسانی که به سمت استایل مینیمال گرایش دارند، یک حلقه ظریف و کوچک که به سختی دیده میشود، حس تمیز و سادهای به صورت میدهد؛ چیزی که بیشتر شبیه یک جزئیات ظریف زیبایی است تا یک اعلام موضع. در مقابل، برای افرادی که استایل آلترناتیو یا گاتیک را دنبال میکنند، سپتوم میتواند پررنگتر، برجستهتر و حتی همراه با پیرسینگهای دیگر روی صورت ظاهر شود تا مجموعهای یکدست از هویت بصری فرد را بسازد.
استریتاستایل هم بستر دیگری است که سپتوم در آن بهخوبی جا میافتد. ترکیب یک ژاکت اورسایز، کفشهای چانکی و یک سپتوم ساده، حسی از اعتمادبهنفس شهری و بیقیدوبند میسازد که این روزها در خیابانهای شهرهای بزرگ دنیا زیاد دیده میشود. جالب است بدانید حتی در استایلهای کلاسیکتر و رسمیتر هم میشود جای این پیرسینگ را با انتخاب مدل مناسب پیدا کرد؛ کافی است طراحی آن به اندازه کافی ظریف و کمحجم باشد تا در کنار لباس رسمی هم عجیب به نظر نرسد.
تفاوت مدلها؛ چیزی که خیلیها نمیدانند
شاید برای کسی که تازه به این دنیا علاقهمند شده، جالب باشد بداند مدلهای سپتوم با هم خیلی فرق دارند و انتخاب هرکدام روی حس کلی استایل تاثیر میگذارد. مدلهای نعلاسبی، که یکی از قدیمیترین و شناختهشدهترین طرحها هستند، معمولاً حسی خامتر و اصیلتر به ذهن متبادر میکنند؛ نوعی ارجاع به ریشههای اولیه این نوع پیرسینگ. این مدلها بیشتر در استایلهای آلترناتیو یا کسانی که به دنبال یک ظاهر متفاوت و پرانرژی هستند دیده میشوند.

در طرف دیگر طیف، مدلهای کلیکری قرار دارند که با مکانیزم بستهشدن سادهتر و ظاهری صافتر، انتخابی محبوب برای استفاده روزمرهاند. این مدلها معمولاً حس مدرنتر و شیکتری منتقل میکنند و به همین دلیل در میان کسانی که استایل شهری یا حتی نسبتاً رسمی دارند، طرفدار بیشتری پیدا کردهاند.
و در نهایت مدلهای ظریف و کمحجم که بیشتر برای کسانی طراحی شدهاند که میخواهند این پیرسینگ حضوری نرم و کمرنگ داشته باشد، نه یک عنصر چشمگیر در صورت. این تفاوتها نشان میدهد سپتوم دیگر یک انتخاب یکسان برای همه نیست؛ بلکه طیفی از گزینههاست که هرکس میتواند بر اساس شخصیت و سبک زندگیاش، نسخه متناسب با خودش را پیدا کند.
چیزی فراتر از یک تزئین ساده
شاید بخشی از دلیل محبوبیت دوباره سپتوم را باید در تغییر نگاه کلی جامعه به مفهوم زیبایی جستوجو کرد. نسل جدید کمتر به دنبال قالبهای از پیش تعیینشده است و بیشتر به دنبال ابزارهایی میگردد که بتواند از طریق آنها، هویت شخصی خودش را روایت کند. پیرسینگ، لباس، مدل مو و حتی نوع آرایش، همگی به بخشی از یک زبان بصری تبدیل شدهاند که فرد از طریق آن با دنیای اطرافش حرف میزند.
سپتوم در این میان جایگاه خاصی دارد؛ چون هم میتواند بسیار کمرنگ و ظریف باشد، هم میتواند به یک عنصر پررنگ و جسورانه در ظاهر فرد تبدیل شود. همین دوگانگی، آن را به گزینهای تبدیل کرده که تقریباً هرکسی، فارغ از سن، جنسیت یا سبک زندگی، میتواند نسخهای متناسب با خودش از آن پیدا کند.
از طرفی، افزایش آگاهی درباره روشهای ایمن و بهداشتی انجام پیرسینگ هم نقش مهمی در این استقبال داشته. زمانی که افراد بدانند این کار در شرایط استاندارد و با مواد باکیفیت انجام میشود، ترس و تردیدشان برای امتحان کردن آن هم کمتر میشود.
در نهایت، آنچه سپتوم را به یکی از ترندهای پایدار امسال تبدیل کرده، ترکیبی از تاریخچه غنی فرهنگی، حمایت رسانهای و شبکههای اجتماعی، الگوبرداری از سلبریتیها و از همه مهمتر، تمایل فزاینده افراد به بیان فردیت خودشان است. اگر شما هم به این فکر افتادهاید که این ترند را امتحان کنید یا صرفاً کنجکاو هستید ببینید مدلهای مختلف پیرسینگ سپتوم چه تفاوتهایی با هم دارند و کدامیک به سبک شخصی شما نزدیکتر است، میتوانید نگاهی به این مجموعه بیندازید و با گزینههای موجود بیشتر آشنا شوید.
